اولین دندونم که افتاد خیلی ترسیدم.مامان خواست ترسم رو فراموش کنم بهم گفت باید دندونت رو جایی قایم کنی که خدا نبینه وگرنه دندونت کج در میاد. کلی فکر کردم بالاخره فهمیدم باید کجا بذارمش. چهارپایه رو بردم تو حیاط کنار دیوار آجری و ازش بالا رفتم و دندونم رو گذاشتم بین شکاف دو تا آجر. بعد اومدم پایین. یه نفس راحت کشیدم.آخی خیالم راحت شد. دیگه مطمئن بودم که دندونم کج در نمیاد...
نمی دونم چرا اونوقتا که خدای من هم قد خودم بود کوتاه تر از دیوار آجری حیاط خونمون بیشتر کنارش احساس امنیت می کردم تا الان که از تمام آسمون بزرگتر شده.
کاش میشد خدا رو قیچی کرد...
+
نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 16:5  توسط مریم
|